X
تبلیغات
همدردی - معلومات کوتاه راجع به علوم طبیعی و فزیک
طبیعت :- ارتباط و نتظام بین تمام موجوداتی که خداوند خلق کرده است بنام طبیعت یاد میگردد.

فزیک :-  علمیست که از حرکات ظاهری ماده بحث میکند طوریکه ماده اصلیت و خواص خویش را حفظ میکند.

ماده :- عبارت است از آنچه که دارای وزن ، کتله بوده و جای را در فضا اشغال نماید .

واحد :- کمیت که پیمایش اشیاء را نشان دهد واحد گفته میشود .

کمیت :- قابلیت پیمایش و اندازه گیری ماده را کمیت گویند.

کتله :- مقدار ذراتی که یک جسم از آن ساخته شده بنام کتله یاد میشود.

وزن :- تاثیر قوه جاذبه زمین بالای اجسام بنام وزن یاد میشود.

فرق بین کتله ووزن :-

کتله همیشه ثابت است ووزن نظر به ارتفاع موقیعت جسم از سطح بحر تغیر مینماید زیرا در ارتفاعات بلند قوه جاذبه زمین کم و در ارتفاعات نزدیک به سطح بحر قوه جاذبه زمین زیاد میشود.  به همین علت وزن جسم در ارتفاعات بلند نسبت به سطح بحر کمتر است.

مثال :- یک کیلوگرام وزن در سطح بحر با یک کیلو گرام وزن در ارتفاعات پامیر یکسان نیست یعنی هرگاه یک جسم را در سطح بحر وزن نمایم و آنرا در ارتفاع پامیر برده دوباره وزن نمایم همان یک کیلوگرام نیست بلکه کمتر میباشد.

حجم :- عبارت است از جائی که ماده در فضا اشغال مینماید.

تخلخل :- خاصیت موجود بودن خلاء بین اجسام را تخلخل میگویند. تمام اجسام را که می بینیم انباری از ذرات کوچک اند که بین ذرات آنها خالیگاه وجود دارد . اگر چه به آسانی ما نمیتوانیم این خالیگاه را ببینیم اما در اصل این خلاء ها در هوا ، آب ، چوب ، سنگ و هرچیز دیگر موجود اند به طور مثال تکه را مشاهده نمائید که در بین آن در نظر اول سوراخ ها دیده نمیشود اگر تکه را به چشم خود نزدیک کرده و به طرف آفتاب ببینیم حتمآ اتین سوراخ ها و خالیگاه ها را دیده میتوانیم . پس به این نتیجه میرسیم که بین ذرات هر جسم خلاء وجود دارد . در اصل ذرات جسم با هم چسپیده نبوده بلکه از هم در یک فاصله بسیار دور قرار دارند.

تراکم :- در خاصیت تخلخل اجسام دیدیم که ذرات اجسام با هم کاملآ چسپیده نبوده بلکه بین شان فاصله و خالیگاه ها وجود دارد ، اگر از خارج بالای جسم فشار وارد شود ، ذرات جسم با هم نزدیک شده و فاصله بین شان کم میگردد که در نتیجه جسم خورد میشود . یعنی حجم آن کوچک میشود.

مثلآ اسفنج را در نظر میگیریم در اسفنج سوراخ ها و جاهای خالی زیاد دیده میشود اگر آنرا فشار بدهیم خورد میشود پس میگویم که اسفنج متراکم شده است.

ارتجاعیت :- عبارت از خاصیت برگشت اجسام به شکل اولی در صورت از بین رفتن قوه خارجی است.

مثال :-  هر یک از شما در خورد سالی از غولک برای شکار استفاده نموده باشید اگر رابر غولک را کش کنیم رابر دراز میشود وقتی رابر ها را رها کنیم پس به حالت اول خود بر میگردد. که این برگشت به حالت اولی را بنام ارتجاعیت یاد میکند.

قــــوه :- تاثیر میخانیکی یک جسم بالای جسم دیگر را قوه گویند.( عامل که جسم متحرک را ساکن و جسم ساکن را متحرک میسازد.

تعادل اجسام :- نقطه که تمام قوه ههای وارده بالای جسم به صفر تقرب کند نقطه تعادل جسم است.

کـــار :- حاصل ضرب قوه وارده در فاصله تغیر مکان جسم بنام کار یاد میشود.

تــوان :- مقدار کافی واحد زمان را توان گویند.

انرژی :- توانائی و استعداد انجام یک کار را انرژی گویند.

کثافت :- وزن کتله فی واحد حجم را کثافت گویند.

وزن مخصوصه :- نسبت وزن کتله یک جسم به وزن کتله آب به عین حجم را وزن مخصوص گویند.

فشار:- تاثیر قوه فی واحد سطح را به نام فشار یاد میکنند.

حرارت :- حرارت نوع انرژی است که در اثر انجام کار میخانیکی و یا عملیه کیمیاوی تولید میشود.

نور:- نوع انرژی است که باعث رویت اجسام میگردد.

برق ( روشنی) :- عبارت است از جریان الکترون ها در یک مسیر الکتریکی است.

موج :- انتشار حرکت اهتزازی در محیط ارتجاعی ( گاز ، مایع و جامد ) را موج گویند.

حرکت :- تغیر مکان یک جسم را از یک محل به محل دیگر بنام حرکت گویند.

صوت :- نوع انرژی است که توسط حرکت اهزازی در محیط ارتجاعی خویش پخش میشود.

سرعت :- تغیر مکان جسم فی واحد زمان در فاصله طی شده را سرعت گویند.  تعین سرعت فی واحد زمان است.

تعجیل :- تغیر سرعت تسریعی فی واحد زمان است. تیزی سرعت فی واحد زمان است.

تاجیل :- عبارت از کندی سرعت فی واحد زمان است.

نور :-۰آنچه که باعث رویت اجسام میگردد بنام نور یاد میشود.  مانند : نور آفتاب ، نور چراغ ، روشنی برق و غیره.

انعکاس نور :- عبارت از تغیر مسیر آشعه نوری بعد از برخورد با یک مستوی میباشد.

شعاع وارده :- عبارت از شعاع است که بالای مستوی وارد میشود .

شعاع منعکسه : - عبارت از شعاع است که بعد از برخورد به مستوی بر میگردد بنام شعاع منعکسه یاد میگردد.

نارمل :- خط وسطی هر دو شعاع را بنام نارمل گویند.

زاویه وارده :- زاویه بین شعاع وارده و نارمل را بنام زاویه وارده مینامند.

زاویه منعکسه :- زاویه بین نارمل و شعاع منعکسه را زاویه منعکسه گویند.

انکسار نور :- عبارت از تغیر مسیر اشعه نور بعد از وارد شدن از یک محیط شفاف به یک محیط شفاف دیگر است. مثلآ وقتی که نور از هوا داخل آب شود. در این صورت نور انکسار مینماید.

آئینه :- جسم شیشه ای شفاف ایست که یک طرف آن شفاف و طرف دیگر آن جیوه شده میباشد. آینه به دو نوع است:- آینه مستوی و آینه کروی.

آینه مستوی :- اگر سطح انعکاس یک آئینه مسطح باشد آئینه را مستوی گویند.

آینه کروی :- اگر سطح انعکاس یک آئینه کروی باشد آئینه را کروی گویند.

آئینه محدب :- آئینه کروی است که قسمت خارجی آن نور را انعکاس داده و سطح داخلی آن جیوه شده باشد.

برق :- برق عبارت از جریان اکترون های یک اتم است. در طبیعت دو نوع برق وجود دارد: برق ساکن  و برق متحرک.

برق ساکن :- عبارت از برقی است که در اثر مالش بعضی از عناصر بوجود میاید. مانند کهربا ، پشم ، ابریشم و غیره.

برق متحرک :- عبارت از برقی است که از یک محل به محل دیگر منتقل میگردد.

مقناطیس :- جسمی که ذرات آهن را جذب نماید بنام مقناطیس یاد میشود.

ساحه مقناطیسی :- فضای که در آن تاثیرات قوه مقناطیسی به ظهور میرسد بنام ساحه مقناطیسی یاد میشود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم فروردین 1389ساعت 14:47  توسط محب الله همدرد  |